تبليغاتX
آشنایی با مسیر درمان اعتیاد درکنگره 60

آشنایی با مسیر درمان اعتیاد درکنگره 60

لژیون همسفر مریم کریم پور

هر کدام از تصاویر کتاب، خود یک کتابی را در بر دارد

 

هر کدام از تصاویر کتاب، خود یک کتابی را در بر دارد

کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، بهترین و جامع ترین کتاب برای کلیه انسانهایی که خواستار ریزش هستند، می باشد که مهمترین آن بیماری اعتیاد است، زیرا اعتیاد خود بزرگترین ضدارزشهاست که دیگر مسائل منفی را در خود جای داده است و برای برطرف کردن کلیه آنها بایستی ریشه آنرا تغییر داد و این تغییر ریشه باید با علم و دانشی سالم و درست همراه باشد تا شخص بتواند از عمق تاریکی ها بدون هیچ آسیبی بیرون بیاید و این دانش و علم و تجربه در این کتاب ارزشمند به نگارش در آمده تا راهگشای بیماران امروز و فردا گردد.

این کتاب همچون چراغ و مشعلی است که توسط آن می توان به ناشناخته ترین مکان ها رفت و به بهترین گنج ها که درون هر انسانی نهفته است پی برد و آنرا استخراج نمود، این کتاب توسط بنیانگذار کنگره 60 به تحریر در آمده و در آن تمامی مطالب بر پایه علم و تجربه برجاست و هر شخصی با هر میزان سواد و دانشی می تواند از این نوشتار بهره بجوید، تنها کافی است که آنرا با اعماق وجودش لمس و درک کرده باشد و بداند که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند و بداند که باید حرکت کند تا در مسیر راه، حرکتهای بعدی آشکار شود و باید بداند که برای فهمیدن این کتاب و طی کردن این سفر یا طی کردن قانون اول تا قانون چهاردهم باید نقطه تحمل خود را در مسائل مثبت و ارزشی بالا ببرد تا به چشمه هایی جوشان تبدیل گردد و آنگاه خواهد توانست خود را به بحر و آرامش که همان رهایی است برساند، رهایی از هر بندی.

در این کتاب از قانون هایی یاد شده که همچون وادیها در طی سفر برای ما الزامی است و اینها حکم قانونهای سالم و الهی را دارند که اگر آنها را اجرا کنیم در واقع توانستیم عمل سالم را به اجرا در آوریم و این عمل سالم به آرامی عشق سالم را در ما زنده می گرداند و آنگاه خواهیم توانست با این عشق سالم مشعل را برای دیگر انسانها بدست گیریم تا آنها هم راه خود را بیابند و در تاریکی های اعتیاد غرق نشوند، آنگاه هر کدام از ما نیز به کتاب ناطقی تبدیل خواهیم شد که فرمان صلح و آرامش را به سایر انسانها خواهیم داد.
اگر قوانین این کتاب را فرا گیریم می توانیم در جاده عمل سالم به درستی حرکت کنیم و از آن منحرف نشویم، شبیه همان تصویر اول کتاب: عبور از منطقه یخبندان، که اگر قوانین آن مکان و آن شرایط را به جا آوریم خواهیم توانست به سلامت از آن منطقه عبور کنیم و در آخر که باز به همان جاده یخبندان می رسیم خواهیم توانست از آن لذت ببریم و شادی کنیم، چون این بار دارای تجربه و دانش هستیم.
این دانش و علم در تک تک تصاویر کتاب می باشد، مثلا زمانی که فرد درونش همچون درخت پوسیده، پر از موریانه و حشرات موذی است، با خواست خود می تواند آن درون را در ابتدا نابود و ویران کند و در همان لحظه بذر گیاه سالم را بکارد و با مراقبت و آبیاری که همان آموزش گرفتن است، بتواند آن بذر و یا آن جوانه را به درختان قوی و استوار تبدیل گرداند و این کار میسر نمی شود مگر با شناخت خود و بیداری نیروهای خواب رفته درون که در اثر مصرف مواد مخدر از چرخه طبیعی حیات خارج گشته!
تصاویر کتاب هر کدام خود یک کتابی را در بر دارد.


نویسنده: همسفر منصوری
منبع:
وبلاگ نمایندگی سمنان

[ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ] [ 6:38 بعد از ظهر ] [ همسفر مریم ] [ ]
 

به نام خداوند بخشنده مهربان

لژیون شنبه 23/2/91

موضوع لژیون : استرس

استرس چیست؟هر عاملی که ثبات بدن را بهم بریزد یعنی ضربان قلب میزان فشار خون وتعداد تنفس از حد طبیعی خودش تغییر کند استرس گفته می شود .

استرس در بدن به دو سیستم وارد می شود 1.هنگامی عامل بروز استرس میشود به شخص وارد می شود هورمونی از هیپوتالاموس ترشح وبه هیپوفیز وارد می شود واز آن هورمونی به غده های فوق کلیوی وارد می شود واز غده های فوق کلیوی کورتیزول وارد خون می شود وبا وارد شدن کورتیزول به خون میزان ضربان قلب وتعداد تنفس وفشار خون بالا می رود همچنین میزان قند خونی بیشتری وارد خون می شود برای قرار گرفتن در جلوی استرس ودیگر سیستم که دو تا هستند وبه عبارتی سیستم های خود مختار هم به آنها گفته می شود به نام سمپاتیک وپارا سمپاتیک که این دو عکس هم عمل می کننند سم÷اتیک ضربان قلب را بالا می برد وپارا سمپاتیک پایین می آورد همین طور دیگر موارد به اینگونه عمل می کند

هر چیزی می تواند عامل استرس باشد مثلا اگرشما بخواهید در لژیون کنفرانس بدهید زمانی که وارد می شویداسترس هم به وجود می آید و تپش قلبتان بالا می رود ولی در کنگره موضوعی که در مورد آن صحبت می شود چیزی است که انسان به تعادل برسد . در بعضی مواقع این استرس به دلیل تکرار برای شما عادی شده وهر موقع آن موضوع پیش می آید شما دچار استرس میشوید .خداوند همه چیز را درست و با دقت تمام آفریده است و در بدن انسان میلیاردها سلول وجود دارد که هد کدام وظایفی را به عهده دارند

اگر شما خشمگین باشید و بتوانید جلوی خشم وناراحتی خودتان را بگیرید آن وقت به تعادل نزدیک شده اید ولی در زمانی که همه چیز مثل یک ساحل آرام است کنترل خودداری وصبر وخیلی چیزهای دیگر معنی ندارد وقتی دریا طوفانی شدلحظه از قوه به فعل در آوردن است هر لحظه را باید مدیریت کنیم ، سطح انرژی زمانی که پایین بیاید ممکن است انسان را از تعادل طبیعی خارج کند .

خشم را زمانی که نمی توانید کنترل کنید ،بهتر است فشاری ناشی ازخشم که در درونتان جمع شده در یک کانال جهت دهید به طریقی آن را خارج کنید تا یکدفعه مثل کوه آتشفشان منفجر نشوید و تخریب ایجاد نکنید ولی اگر جایی توانستید باید خشم را فرو ببرید تا گره های خودتان باز شود .چون مثل آتش می ماند اگر به بیرون دهید هم خودت وهم دیگران را می سوزانید ولی وقتی آن را فرو بخورید گره های وجودتان را می سوزاند ورهایتان می کند .

آموزشهایی که می بینید باید در مشکلات روزمره بکار گیرید و مشکلات را به وسیله این آموزشها راحت تر بتوانید حل کنید و زودتر به تعادل نزدیک می شوید ولی اگر این آموزشها را به روزهای بعد موکول کنید هیچ وقت به تعادل نخواهید رسید وقتی درستی و نادرستی مطلبی را نمی دانید باید سکوت کنید .

ما انسانها باید نیروی ذهن را در اختیار بگیرید چون ذهن انرژی را تقسیم می کند اگر نیروی ذهن در اختیار ما نباشد تمام انرژی را خود مصرف می کند و برای ما تصویر سازی می کند و هر کسی را بخواهد محکوم می کند و رها کردن افکار ذهن باعث راحتی خودمان است و ظرف وجودی خودمان را با این آموزشها پر کنیم و توانایی های خود را قبول کنیم وخود را دست بالا نگیریم چون هرچه بالاتر می رویم می بینیم هنوزچیزی نمی دانیم .

[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 6:17 بعد از ظهر ] [ همسفر فیروزه ] [ ]
وادی دوم

بنام خدا            

تعداد حاضرین : 7 نفر    

تاریخ : شنبه 16 / 2 / 91

موضوع لژیون : وادی دوم

هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد ، هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم .

خوشحاليم كه به جنگ خود ادامه مي دهيم تا اين مسئله به يك صورت خوبي از آزمايش در آيد و دنياي درون تبديل به يك شهر آباد بشود كه در آن همه هستي راه خود را بسوي نيروي ما فوق بردارد
ما به دلايلي كه خودمان خوب مي دانيم جهت را سالها گم كرده بوديم , براي يافتن راه بسيار مهمي در پيش داريم , بايد فكر كنيم و در انجام آن كوشش نمائيمدر ادامه كار و كوشش ما به نتايجي مي رسد كه در توانائي هاي ما خلل حاصل نگردد , از هر نقطه نوري بتابد در جمع آن بايد تفكر نمائيم از ذرات جرقه , مي شود به روشنائي وسيع رسيد در نشانه هاي نيروي ما فوق هم به روشني پيداست ،هيچ كدام از ما هيچ نيستيم.....

امروز در لژیون خانم مریم با طرح سوال از وادی از اعضای لژیون می خواستند که مشارکت کنند.

خوشحاليم كه به جنگ خود ادامه مي دهيم دهيم تا اين مسئله به يك صورت خوبي از آزمايش در آيد و دنياي درون تبديل به يك شهر آباد بشود كه در آن همه هستي راه خود را بسوي نيروي ما فوق بردارد

جنگ به چه معناست؟؟؟؟

همسفر ام البنین : مقابله با نیرو های منفی

همسفر مریم :مشکلات زندگی

همسفر فیروزه :مشکلات وسختیهای مسیر زندگی

همسفر خانم مریم :همگی درست اشاره کردین می تواند همه این چیزهایی که شما میگویید باشد. از نظر من اشاره به درمان اعتیاد وکه همانند جنگی است که به کشمکش درونی یا همه آنچه که شما گفتید بر می گردد به نظر من این پاراگراف به تصاویر کتاب ، قسمت نبرد درون بسیار شبیه است

من اگر فکر کنم که چرا خداوند مرا آفریده و همیشه احساس پوچی کنم حتما این فکر من اشتباه است ، چون خداوند هیچ مخلوقی را جهت بیهودگی وبه عبث نیافریده است و هر انسانی را که آفریده برای او قدر ومنزلتی نهاده است و ما نباید فکرهای بی ارزش کنیم . مثال : اگر ما در زندگی به پوچی رسیده ایم نباید این تیره بختی را گردن خداوند بیاندازیم چون ما بودیم که مسیر را اشتباه رفته ایم حالا که راه را پیدا کرده ایم و به کنگره آمدیم و اگر به ما می گویند که سر ساعت 5 اینجا باشیم ، در جلسات حضور داشته باشیم ، مشارکت کنیم اینجاست که باید به حرمتها و قوانین کنگره احترام بگذاریم و سعی کنیم همیشه فرمانبردار بدون نقص باشیم و هر روز بهتر از روز گذشته به سخنان راهنما گوش کنیم و به همه گفته هایش عمل کنیم ودرلژیون به آن چیزهایی که مثل سی دی و جزوه و هر موضوعی که دستور داده میشه خوب و خوب گوش کنیم و از قوه به فعل در بیاریم . چون آموزش هایی درون آنها است و باید خواسته ای در درون ما باشد تا حرکت کنیم

انسان در هر زمانی ممکن است که از جایگاهی به جایگاه دیگری برود از بهشت به جهنم و یا بر عکس آن ، انسان اگر دچار منیت شود در تاریکی فرو می رود . انسان باید خود حرکت کند و اگر نیرویی هم نباشد ولی خود انسان خواسته ای داشته باشد به اذن خداوند به خواسته خود می رسد ولی اگر شخصی  خواسته ای نداشته باشد و حرکتی از خودش نشان ندهد اگر تمام نیرها هم جمع شوند نمی توانند به او کمک کنند  چون انسان اختیار کامل دارد که چگونه زندگی کند و خود تصمیم می گیرد که در تاریکی ها باشد ، یا روشنایی ها . اگر یک مصرف کننده  بخواهد درمان شود و به رهایی برسد چون خواسته ای در درونش وجود دارد به کنگره می آید و در جلسات و در آموزش های لژیون شرکت می کند و به همه دستورات راهنما گوش می کند و در طی حداقل 11  ماه جسم او به تعادل می رسد و روی سیستم عصبی و روان و جهانبینی او کار می شود و یک مسافر کاملا تغییر را احساس می کند و دیدش یک دید 360 درجه می شود . یعنی یک دایره کامل تنها از یک زاویه به موضوعات نگاه نمی کند وجهانبینی درستی در آن شکل می گیرد.

من همسفر نباید بیدلیل سد راه او قراربگیرم و او را زیر سئوال و ببرم . مثال : اگر مسافر قرار است سر ساعت مشخصی به خانه بیاید کمی دیرتر برسد ما نباید نسنجیده بگو مگو کنیم و حس آلوده خودمان را نباید به مسافر انتقال بدهیم شاید برای او مشکلی پیش آمده و اینجاست که باید بهش فرصت بدیم که خودش بگوید که چرا دیر به منزل آمده است .

همسفران بعضی از نیروها را در دست ندارند مثل نیروی خواب زمانی که می خواهند بخوابند نمی توانند افکار خود را جمع کنند و سر وقت بخوابند و یا خیلی نیروهای دیگر .

به نظر شما جهت یعنی چه ؟ یکی می گفت یعنی مسیر زندگی ، دیگری گفت ، هدف داشتن ، آن یکی گفت ، یعنی درست فکر کردن .

جهت در زندگی خیلی مهم است . برای مثال : من می خواهم به مشهد بروم کافی است کمی جهت تابلو کج شود آن وقت مسیر را اشتباه می روم و معلوم نیست که از کجا سر در می آورم . وقتی ما آموزشهای کنگره را درست یاد نگرفته باشیم  ما را منیت می گیرد آن وقت است که ما جهت را گم می کنیم مثلا در بیرون از کنگره  می خواهیم دیگران را راهنمایی کنیم ممکن است که با یک حرف و کلام زندگی طرف را نابود کنیم .

از هر نقطه نوري بتابد در جمع آن بايد تفكر نمائيم از ذرات جرقه , مي شود به روشنائي وسيع رسيد در نشانه هاي نيروي ما فوق هم به روشني پيداست ،هيچ كدام از ما هيچ نيستيم.

از هر چیزی باید درس گرفت وهر چیزی که بر سر راه شما قرار می گیرد نشانه است وباید در موردش بیندیشید از جرقه کوچک به روشنایی وسیع رسید اندک اندک در مورد یک موضوع مجهول اندیشیدن می شود به موضوعی واضح ومعلوم دست پیدا کرد .....

در مسیر زندگی ما نمی دانیم چقدر باید برویم که مسافران به درمان برسند دروادیدوم ، دوباره به وادی اول بر می گردیم که تفکر یکی از مهمترین مسائل زندگی بشر است . فکر کردن در تمام کارها حتی در صحبت کردن یا به موقع خندیدن یا در اخم کردن هم لازم است . بعضی وقتها با اخم کردن یا با صحبت نکردن به طرف مقابل می توانیم به او بفهمانیم که کار تو اشتباه بوده و این عمل باعث می شود که با خود تفکر کند که کجای کارش اشتباه بوده و تلاش می کند تا اشتباهش را جبران کند و به توانایی های خود پی می برد و دیگر ترسی ندارد و توانای خود را باور می کند و روز به روز حالش بهتر می شود .

[ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 ] [ 6:17 بعد از ظهر ] [ همسفر فیروزه ] [ ]
جلسات جهان بینی

بنام خدا

چهارمین  جلسه از دور چهل و سوم سری کارگاههای آموزشی جهانبینی کنگره ۶۰ روز چهار شنبه مورخ ۱۳/۰۲/۱۳۹۱  با نگهبانی آقای مهندس دژاکام ، استادی آقای دکتر حاج رسولی و دبیری خانم زهرا با دستور جلسه " تغذیه  " رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

.

در ابتدای جلسه جناب مهندس دژاکام روز معلم و هفته راهنما را به تمام راهنمایان کنگره ۶۰ تبریک گفته و ادامه دادند  که شاگردان و رهجویان امانت هایی در دست راهنمایان هستند . اگر یک راهنمایی خواست از کنگره بنا به دلایلی برود باید رهجوهایش را که امانتی در دست آنان می باشد را تحویل دهند تا رهجو راهنمای دیگری انتخاب کند . راهنما رهجو را تعلیم و تربیت می نماید که به کنگره خدمت کند . و اگر راهنمایی ۱٪ خواست که از کنگره برود نمی تواند شاگردانش را همراه خود ببرد زیرا نمی توان با برنامه های دیگری آنها را به رهایی رساند . زمانی که پیمان می بندید نیز می گویید من سرور و آقای دیگران نیستم و تنها یک خدمتگزارم . هیچ کدام از ما در کنگره ۶۰ مالک چیزی نیستیم . و تمام اموال و دارایی کنگره برای همه است  .

 خلاصه سخنان استاد

سازمان جهانی بهداشت World Health Organization یک سازمان است که همه ساله شعاری را برای سلامت می دهد ، یکی از بزرگترین شعارهای سازمان جهانی بهداشت این بود که قطب و پایه های سلامت بشر بر چهار محور استوار است . در واقع سلامت انسانها بر چهار اصل و پایه می باشد . حال انسانها می تواند یک نفر ، یک خانواده ، یک محله ، یک شهر ، یک کشور و یا جهان بشری باشد .

بشریت سلامتش بر چهار پایه استوار است :

۱ ــ تغذیه سالم

۲ ــ آرامش عصبی (خارجی ها می گویند None Stress استرس نداشته باش ، آرام و بی خیال باش و ما ترجمه کرده ایم آرامش عصبی )

 ۳ــ فعالیت های بدنی مناسب : مناسب یعنی هرکسی در موقعیت و سن و سالش و به نسبت توانایی و امکانات خود بتواند جنب و جوشی را داشته باشد که البته برای این جنب و جوش ها نیز معیار گذاشته اند . بعنوان مثال یک مرد جوان سالم زیر ۶۰ سال (از۱۵ سال تا ۶۰ سال ) باید روزی بین ۸تا ۹ هزار قدم راه برود و یک زن جوان سالم باید ۴ تا ۵هزارقدم راه برود . اینکه خانم ها از صبح تا شب مشغول خانه داری بوده و کارهای خانه را انجام می دهند و آشپزی می کنند جزو فعالیت های بدنی محسوب نمی شود . اگر روزی ۴تا ۵ هزار قدم و یا معادل آن بتوانید منسجم ورزش کنید فعالیت بدنی کرده اید .

 ۴ــ شیوه درست زندگی

آیا شیوه زندگی مان درست است ؟ مثالی که می توانم در مورد شیوه صحیح زندگیمان بزنم این است که آیا اگر یک ساعت وقت داشته باشید و بخواهید یک مسیر دو کیلومتری را تا مقصدتان بروید ، آیا منتظر تاکسی و آژانس می مانید و یا اینکه با توجه به وقتی که دارید ترجیح می دهید قدم زده و پیاده به مقصد بروید و یا حتی به جای سوار شدن از آسانسور از پله  استفاده می کنید  ؟


ادامه مطلب
[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 8:26 بعد از ظهر ] [ همسفر مریم ] [ ]
گزارش جلسات کارگاه های آموزشی (عمومی)...
به نام خدا

کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60 شعبه سمنان روز سه شنبه مورخ (91/2/12)مراسم باشکوهی را برگزار کردند به پاس قدر دانی از راهنمایان عزیز این مراسم با استادی آقای علی جلالی و حضور گرم آقای حسن بابائی وآقای مجتبی دهقانی برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را سپاس می گویم که به من این فرصت را داد تا در این جایگاه خدمت کنم.

دو سال قبل در آکادمی جلسه ای برای تجلیل از راهنما برگزار شد که آقای مهندس دژاکام فرمودند : هیچ کدام از شماها ( کمک راهنماها و راهنماها ) به کاری که انجام می دهید آگاه نیستید در این چند سالی که من در کنگره هستم خیلی زیاد به این مسئله فکر کردم که چه چیزی باعث می شد ، وقتی صحبت از امتحان کمک راهنمایی می آید این همه حاضر می شوند شرکت کنند تا در آینده بتوانند یک فرد را به رهایی برسانند و خدمت گزار باشند .هنوز نتوانسته ام جوابی برایش پیدا کنم و نمی دانم چه چیزی باعث شد که من به کنگره بیایم و به رهایی برسم و بدنبال کمک راهنمایی بروم و بعدش هم راهنما شوم.چند وقت قبل به آقای مهندس گفتم که هیچ لذتی بالاتر از این نیست که شما روز چهار شنبه گل رهایی یک رهجو را به راهنمایش می دهید .همیشه یک مورد برایم خیلی سخت و آزار دهنده در زندگی روز مره ام بوده و اون اینه که یک رهجو سفرش را خراب کنه .جایگاه راهنما ، جایگاه بسیار ، بسیار بالایی است چون شخص باید به مرتبه ای رسیده باشد که اذن آن صادر شده باشد و مطمئنا ً پشت این قضیه فاکتورهای دیگری وجود دارد .آرزو می کنم که همه بچه ها به این جایگاه برسند و آن را تجربه کنند و همه بچه هایی که در این جایگاه هستند بتواند خالصانه خدمت کنند .شاید به ظاهر  فکر کنم  که یک فردی را به رهایی رسانده ام ولی پشت ماجرا و در صور پنهان چه اتفاقی می افتد من نمی دانم و این پرونده چقدر ادامه دار بوده که به یک رهجو رسیده تا رها شود و به زندگی برگردد .مطمئناً این سعادتی است که نصیب هر کسی نمی شود و همانطور که هر مصرف کننده ای سعادت حضور در کنگره را پیدا نمی کند تا بتواند اعتیادش را درمان کند .در روز شاید هزاران مصرف کننده از جلوی درب کنگره می گذرند ولی حتی ممکن است سرشان را بالا نکنند تا تابلوی کنگره را ببینند و داخل شوند و در مسیر درمان قرار بگیرند . یکسری افراد خاص هستند که در کنگره می مانند و تلاش می کنند تا به رهایی برسند .این روز را به همه راهنماها و کمک راهنماهای کنگره 60 تبریک می گویم و انشاء الله این سعادت تجربه جایگاه کمک راهنمایی و راهنمایی نصیب همه شما شود .


ادامه مطلب
[ جمعه 15 اردیبهشت1391 ] [ 8:22 بعد از ظهر ] [ همسفر مریم ] [ ]
روز راهنما مبارک

روز سه شنبه روز بسیار زیبا و به یاد ماندنی بود بعد از جلسه رسمی ،به صورت نمادین لژیون بر گزار شد وبچه های لژیون از راهنمای عزیزمان به پاس زحماتشان تقدیر وتشکر نمودند . 

ای راهنمای عزیزمان روزت مبارک دوستت داریم (بروبچه لژیون)


[ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 8:24 بعد از ظهر ] [ همسفر احمدیان ] [ ]
رهایی
به نام خداوند زیباییها
روز چهارشنبه تاریخ 1391/02/13 یکی از خواهر لژیونیهای عزیزمان عزت جان همراه با مسافر گرامی شان رسما وارد سفر دوم شدند وگل رهایی را از دستان پرتوان چناب مهندس دژاکام دریافت کردند از طرف بچه های لژیون این رهایی را به راهنمای عزیز خود وعزت جان تبریک میگوییم .







[ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 6:34 بعد از ظهر ] [ همسفر احمدیان ] [ ]
معلم

به نام خداوند بخشنده مهربان          

تاریخ : شنبه 9/2/91

موضوع لژیون : سی دی معلم

با استادی همسفر فیروزه برگزار گردید .ودرپایان لژیون خانم مریم نکاتی مربوط به سفر اولیهای لژیونٰٰ بیان نمود ه اند که از گزارش آنها صرف نظر نمودیم وهمچنین به پرسش وپاسخ ادامه پیدا کرد ..

همسفر فیروزه : زمانی که خداوند آدم و حوا را خلق کرد به فرشتگان گفت که سجده کنید اما شیطان فرمان خداوند را اطاعت نکرد و عصیان کرد و خداوند گفت که شما از رانده شدگان هستید واز درگاهش بیرون راند شیطان گفت پس به من فرصت دهید تا روز مشخص تمام تلاشم را می کنم تا انسانها را از راه راست دور کنم و خداوند گفتند شما از فرصت یافتگانید و به آدم وحوا اجازه دادند که در بهشت زندگی کنند و به آنها گفتند هر چیزی که بخواهید برای شما مهیا می شود اما به این درخت نزدیک نشوید و از آن استفاده نکنید ، شیطان از این فرصت استفاده کرد به زیباترین شکل وارد شد وگفت می دانید که چرا خداوند به شما گفته که از این درخت استفاده نکنید آنها درجواب گفتند نمی دانیم/ بخاطر این که اگر این کار را انجام دهید جایگاه بالایی پیدامی کنید و از بهترین فرشتگان خواهید بود .وسنت شیطان اثر کرد انسان فریب خورد ونقص فرمان کردند خداوند متوجه شد که انسان نقض فرمان کرده و به دستوراتش عمل نکرده خداوند به آدم و حوا گفتند حالا که نقض فرمان کرده اید باید از بهشت بیرون روید و در زمین زندگی کنید اگر به دستورات الهی عمل کنید دوباره وارد بهشت می شوید .



ادامه مطلب
[ دوشنبه 11 اردیبهشت1391 ] [ 10:21 قبل از ظهر ] [ همسفر فیروزه ] [ ]
پرسش وپاسخ وادی اول (القاء)

به نام خداوندی که محبت رادر دلها نهاد                              

تاریخ : شنبه 91/02/02

موضوع لژیون : پرسش وپاسخ وادی اول                    

تعداد حاضرین : 5 نفر

همسفر اکرم : چگونه بتوانیم بوسیله نیروی القاء خیلی چیزها را به دیگران بفهمانیم؟

همسفر خانم مریم :ما دنبال بدست آوردن نیرو نیستیم که بخواهیم از این نیرو بعنوان یک ابزار استفاده کنیم همانطور که در سی دی القاء مهندس عرض کردند هرکاری که ما درصورآشکار انجام داده ایم  همین کار در صورپنهان با شرایط خاص میشود شعبده بازی ما به دنبال این چیزها نیستیم که بخواهیم بدون حرف زدن ویا کاری انجام دادن فقط بشینیم القاء کنیم بلکه میاییم وتوسط کارها وکلام خویش این القا صورت میگیرد وهمچنین حس درونی خود را بدون زور زدن منتقل میکنیم. مثل محبت کردن همین که تو همسرت یا فرزندت را دوست داری این حس محبت تو بدون هیچ زور زدنی به آنها منتقل میشود.این یک نوع از القاء است .

همسفر خانم مریم : در مورد گِل که در کنار گلی خوشبو قرار می گیرد بوی گل وعطر آن را به خود می گیرد چون هر دو تقریبا همگن هستند اما اگر تکه سنگی کنار گل بگذاریم آیا بوی گل را به خود می گیرد ؟ خیر چون سنگ از جنس سختی درست شده اگرهم بوی گل را به خود بگیرد باید زمان بیشتری در کنار گل قرار گیرد تا شاید کمی بوی گل را به خود بگیرد نسبت به کسی که در کنارش هستیم اگر هم نوع وهمگن باشیم سریعا تر این انتقال حس واطلاعات صورت میگیرد

همسفر ام البنین : خداوند انسان را اشرف مخلوقات آفریده است انسان اگر قوه مثبت را بپذیرد مثل عشق ورزیدن است و کسی که در راه خداوند قدم بر دارد خداوند آنها را در رضای خود قرار می دهد و اگر در قوه منفی حرکت کند انرژی خود را بیهوده صرف کرده و لوحی که خداوند پاک و سفید به انسان داده به سمت سیاهی بر می گردد ، تیره و سیاه می شود .

همسفر خانم مریم : ونفس ما سواها وفالهما فجوراوتقواها  الهام والقاء نیروهای منفی ومثبت هر دو وجود دارد واین تنها به ما برمی گردد که از کدام یک برداشت کنیم وکدام سو حرکت کنیم .مثلا زمانی که حالم خوب نیست به من القاءمنفی میشود که تو مریضی بخواب حرکت نکن  واین به من برمیگردد که به دعوت آن پاسخ مثبت بدهم ویانه درمورد القا نیروی مثبت ویا لهی نیز به همین گونه است که من بخواهم با آن همسو شوم .

همسفر ام البنین : انگیزه ، اراده و قوت قلب را توضیح دهید ؟ از نظرمن ٰبسیار جالب است در پایان وادی اول با این 3میشود تشکیل یک مثلث داد  انگیزه یعنی حس خواسته قوی که در من ایجاد حرکت وتلاش می کند.  اراده یعنی توانایی انجام عمل و  قوت قلب مثل یک پشتوانه است که خیال انسان را راحت می کند تا بتواند بهتر در زندگی تلاش کند.

به عنوان مثال من خواسته این دارم که یک لباسی تهیه کنم واین خواسته است که در من ایجاد انگیزه می کند وبا اراده که همان توانایی تعبیرش کردیم می توانیم حرکت کنیم برویم لباسی را بخریم ولی جلوتر از همه اینها آن قوت قلب که گفتیم مثل پشتوانه است مانندیک حساب مالی است که خیالم را ازاین که میتوانم آن لباس را تهیه کنم راحت می کند

همسفر فیروزه : احیاء را برایم بشکافید تا بهتر درکش کنم . احیاء یعنی زنده کردن و کار کمک راهنمایان کنگره 60 همین است یعنی زنده کردن انسان کنگره کسانی را به زندگی برگرداند که روبه فنا ومرگ بودند چون تعادل جسمی نداشتن و کسی به آنها اعتماد نمی کردند و همه چیز خود را از دست داده بودند اما در کنگره توسط کمک راهنمایان به تعادل می رسند ، صور آشکار و پنهان آنها درست می شود دیگر دقد دقعه اعتیاد ندارند و می توانند برای زندگی خود تصمیم  بگیرند چون به کمک راهنمایان زندگی به آنها برگردانده شده و به زندگیشان جهت می دهند و آنها را از حال خراب به حال خوش می رسانند .برای یک تفکر هم سه نیرو القا احیا تحرک هم موجود می باشد که با نیروی احیا یک تفکر زنده می شود بوجود می آید وحیات پیدا می کند.

برای به وجود آوردن تفکر ، القاء ،احیاء وتحرک وجود دارد . یک راهنما خواسته را در درون یک رهجو می بینند و می دانند که خواسته رهایی دارد وبه او کمک می کنندتا خود را پیدا کند وبازسازی را آغاز نماید باید آن کالبد یخ زده را آب شود و ساختار قبلی را منهدم می کنند تا بتوان یک ساختار جدید درست کرد تا اعتیاد را کم کم و ذره ذره از وجودشان دورکنند و برای درمان اگر چیزی مانع شود و نگذارد در جلسات حضور پیدا کنند باید ازآنها دوری کنیم حتی اگر شغلمان باشد یا همسر باشد .

  
[ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ] [ 9:34 قبل از ظهر ] [ همسفر فیروزه ] [ ]
جلسه ششم از دورنهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی سمنان در روز شنبه با نگهبانی خانم آزاده منصوری و استادی خانم احمدیان و دبیری خانم فاطمه سرمد با دستور جلسه دانایی ،دانایی موثر، سواد،در تاریخ 91.02.02 راس ساعت 17 شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
ابتدا باید بدانیم که دانایی چیست ؟ ... وبه چه کار می آید؟ در دستور جلسه هفته گذشته جهانبینی1و2را داشتیم که مقوله دانایی یکی از مباحث وسیع از این نوشتارها است وهمانطور که همه عزیزان می دانید در تعریف دانایی آورده شده که دانایی مثلثی است که داری سه ضلع تفکر تجربه واموزش است ودانایی ودانایی موثر هر دو دارای چنین اضلاع مشترکی هستند وتنها تفاوت آنها در ظاهر این است که اضلاع مثلث دانایی مختلف الاضلاع ولی مثلث دانایی موثر متساوی الاضلاع است ودرک این موضوع به این شکل است که اگر من به دانایی رسیده باشم فقط قادر به تشخیص درستی ونادرستی مطلب هستم ولی در دانایی موثر من علاوه بر تشخیص قادر به از قوه به فعل در آوردن می باشم در گذشته می دانستم کسی که دانا باشد به بیراه کشیده نمی شود اما در کنگره طوری دیگر به من آموختن که دانستن خود به تنهایی کافی نیست وتوانایی که در پشت این دانایی هست به من کمک می کند ودر جای دیگر از جهانبینی می خوانیم که نگهبانان قلعه عقل نگهبانان دانایی هستند وکار آنها تشخیص وشناسایی ذرات ناخالصی نفس که برای رسیدن به خواسته خود باید نزد عقل بروند وحکم برای اجرا در آوردن خواسته خود را بگیرند واینجاست که به معرفت ودانایی آنها بر می گردد که بتوانند ذرات ناخالصی را در هر لباسی تشخیص دهند. من برای اینکه در بسیاری از مسائل خودداری کنم ویا تزکیه پالایش انجام دهند باید سطح دانایی خود را بالا ببرم وهمچنین برای اینکه یک مسافر وهمسفر به رهایی از هر بند واسارتی برسند باید به دانایی موثر رسیده باشند. چون تنها دانستن یک موضوع نمی تواند به من هیچ کمکی کندوبارها مرتکب آن می شوم باید از دانایی عبور کنم وبه دانایی موثر برسم برای اینکه رها شویم از دست خیلی از چیزها که مدت ها ست که در درونم مثل یک گره کور در آمده است.باید حرکت کرد از دانایی به دانایی موثر چون زمانی دانایی ما موثر واقع می شود که تغییری صورت بگیرد وبرای اینکه بخواهیم جلوی تکرار یک موضوع را بگیریم نیاییم صورت مسئله را پاک کنیم بلکه باید آن را حل کنیم تا دیگر دچار تکرار نشویم که مجبور باشیم مشق هایمان را دوباره بنویسیم .در زمینه اعتیاد نیز اینگونه هست یک مصرف کننده بهتر از هر کسی می داند که اعتیاد چیست وبا انسان چه می کند .واگر بخواهد همچنان ادامه دهد به کجا ختم می شود باید دانایی خود را نسبت به اعتیاد بالا ببرد وبه عبارت دیگر دانایی اش، موثر واقع شود تا بتواند در مقوله اعتیاد مشکلش را حل کند وبه رهایی برسد وبه نفس مطمئنه برسد در این زمینه تابه همکیشان خود کمک کند.
سواد در درون همه انسانها هست فقط باید آموزش ببینند تا از قوه به فعل در آید مثلا طلا در دل کوه قرار دارد باید آن را استخراج کنیم وبعد از آن استفاده کنیم پس سواد را در همه زمینه ها بالا ببریم تا بتوانیم به دیگران کمک کنیم.





جلسه راس 18/30به کار خود خاتمه داد .
در پناه حق
تهیه گزارش همسفر مریم
[ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ] [ 9:27 قبل از ظهر ] [ همسفر مریم ] [ ]
پاك‌ترين انسان‌ها به آن نيرو نزديك‌ترين ‏افرادند

به نام نامی قدرت مطلق الله

لژیون شنبه 91/01/26

موضوع لژیون:بخش پایانی وادی اول

خلاصه گزارش لژیون............

البته اين را نيز بايستي درنظر داشته باشيم كه خلقت، سازمان و تشكيلاتي است كه همه چيز در آن با ‏نهايت دقت برنامه ريزي شده و در هر لحظه كنترل مي‌شود و يك نيروي مافوق بر آن نظارت دارد. اين نيروي ‏مافوق به‌صورت خودكار، اگر شخصي به‌طرف فسق و فجـور بـرود، او را در فرو رفتـن بـه اعماق تاريكي ها ‏ياري مي‌دهد و اگر انسان به‌طرف تقوي و ارزش ها حركت كنـد، او را در اين جهت مورد حمايت و ياري ‏قرار مي‌دهد.‏

ممكن است بعضي از ما اكنون به اين سخن ايمان نداشته باشيم ولي اگر چشم دل خودرا باز كنيم به ‏آرامي آن نيروي مافوق را حس خواهيم نمود و اگر بخواهيم و حس آن‌را بوجود بياوريم و طلب كنيم، اين ‏نيروي مافوق در درمان و رهايي ما مي تواند نقش بسيار بزرگي ايفا كند. اين بستگي به ما دارد كه بخواهيم يا ‏نخواهيم . چنانكه نخواهيم، باز آن نيرو به ما ياري خواهد رساند. چون ما به‌طرف ارزش‌ها حركت مي‌كنيم و ‏تنها فرقي كه بين خواستن و نخواستن ما وجود دارد، آن حس يا قوّت قلبي است كه خودمان در خودمان ‏به‌وجود مي آوريـم، كه مي‌توانــد تكيه گاه مناسبي باشد، وگرنه آن نيرو به صورت خودكار، كارش را انجام ‏مي‌دهد و براي او زبان، مذهب، نژاد و رنگ پوست فرقي ندارد چون پاك‌ترين انسان‌ها به آن نيرو نزديك‌ترين ‏افرادند .‏


 همسفر فیروزه : نیرویی که خلقت را آفریده  نیرویی است که اگر در مسیر تقوا باشیم یا بر خلاف آن ما را حمایت می کند.وقتی این این نیرو را بشناسیم یک قوت قلبی است ومثل یک پشتوانه است کسانی به آن نیرو نزدیکترند که پاکترین باشند .

همسفر ام البنین : در مورد خلقت می توانم بگویم افرادی که تهذیب نفس داشته اند ونفس خود را پالایش کرده باشند  به درجاتی میرسند که به نیروی مافوق نزدیکتر می شوند با تزکیه پالایش  انسان آرام می شود وبه قدرت مافوق نزدیکتر میشود زمانی که تعادل نداشته باشم نمی توانم با نیروی مافوق ارتباط برقرار کنم  چه افراد به سمت ارزشها بروند چه به سمت ضد ارزشها خدا کمکشان می کند.

خانم مریم :درابتدای وادی گفتیم برای خلق کردن باید تفکر نمود خداوند برای خلق کردن هم تفکر نمود واین جهان وخلقت عظیم را بوجود آورد این خلقت که ما می بینیم تفکر خداوند است که اینگونه مشاهده می کنیم پشت تفکر خداوند یک نظام قانونمند به نام خلقت است البته باید این را بگویم زمانی که خداوند می گوید شو شود رخ می دهد .معیار ما برای فهم ودرک خود این گونه است که همه چیز را به دوقسمت بد وخوب تقسیم می کنیم ولی برای خداوند متعال یا نیروی مافوق فرقی نداردوکاری به این تقسیم بندی نداردونور خداوند همیشه هست وبه ما می تابد این ماهستیم که رو به نور باشیم یا پشت به نور ..... بارش باران را در نظر بگیرید بارن به همه جا می بارد ولی اگر من بخواهم از این باران سود وفایده بیشتری ببرم وبه آن جهت می دهم ویا در مقابل آن ظرفی قرار می دهم کانالی درست می کنم تا ازآن بیشتر استفاده کنم .مابر شهر وجودی خود فرمانروایی می کنیم اعضا وجوارح حتی اگر نخواهیم به طور خودکار کار می کنند اما خداوند لطف کرده وفرمانروایی شهر وجودی را به ما عطا کرده است واگر بخواهم می توان به نیرو نزدیکتر شوم وآرامش  نسبی دست پیدا کنم .

اگر چشم دلمان را باز کنیم به راحتی نیروی مافوق را حس می کنیم خیلی تلنگر خورده ایم اما بیدار نشده ایم بعضی مواقع آنقدر باید آن ضربه محکم باشد تا چیزی را از دست بدهیم  وبه خودمان بیاییم بعضی وقتها حس را در خودمان سرکوب کرده ایم مثلا آنقدر از مسافرنتان بی محبتی دیده اید در دوان تخریب که حس محبت وعشق ورزیدن را در خود سرکوب کرده اید باید کم کم این حس را در خود بیدار کنید مثل حس ، حس کردن خداوند برای دست پیدا کردن به این حس ها لازم نیست زور بزنیم کافی است مثل یک دانه حس جوانه زدن در خود داشته باشیم وآنقدر برای رسیدن به آن  مصمم باشیم تا به ان برسیم

ام البنین:من الان سعی می کنم در هر کاری حس را در خودم بوجود بیاورم وسطحی عبور نکنم حتی در سلام واحوالپرسی....

خانم مریم :اگر کانال ارتیاطی برقرار شود راحتر فضل خداوند شامل حال ما می شود باید سعی کنم این وصل همیشه برقرار باشد ..

همسفر اکرم: اگر حسی را سرکوب کرده باشیم آنوقت چه ؟

خانم مریم : به نظر من  سر کوب کردن یک نیاز یا یک حس  مثل یک غبار می ماند ومیاید کانال وآن خروجی حس را مسدود می کنند من باید با یک فشارولی اندک اندک وخرد کردن ذره ای این عامل مسدودی  بتوانم مسیر جریان این حس را باز کنم ...در وادی سوم از قرار گرفتن یک سنگ بزرگ بر مسیر رودخانه گفته درست مثل کانال حسی  ماست که آنقدر برای بیدار کردنم آن حس مصمم باشم تا با فشار ونیروی عظیم   بتوانم مسیر آن را باز کنم مثل یک بذر که ةآنقدر برای جوانه زدن مصمم است که با خود زنی خود پوسته سخت دانه را می شکافد تا بیرون بیایید وحس در آن بوجود میایید.   

تهیه گزارش :همسفر اکرم             

[ یکشنبه 27 فروردین1391 ] [ 11:3 بعد از ظهر ] [ همسفر مریم ] [ ]

جلسه ششم از دورنهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی سمنان در روز شنبه با نگهبانی خانم آزاده منصوری و استادی خانم مریم کریم پور و دبیری خانم احمدیان با دستور جلسه جهانبینی1و2،در تاریخ 91.1.26 راس ساعت 17 شروع به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:

بسیار خوشحالم که بار دیگر این جایگاه را تجربه میکنم ومهمتر اینکه با یک دستور جلسه جدید در خدمت شما عزیزان هستم .
همانطور که همه عزیزان میدانید یکی از اضلاع مثلث درمان اعتیاد ومولفه درمان پارامتری به نام جهانبینی می باشد ویک اصل بسیار مهم در کنگره است تا آن اندازه که شخص اگر به درمان جسم رسیده باشد ولی جهانبینی اوتغییر نکرده باشد به درمان قطعی نرسیده است وامکان برگشت واسیر شدن در او بسیار زیاد است . پس جهانبینی یکی از مقوله ی مهم درمان بشمار می آید و ارتباط مسقیم با نگرش ودیدگاه فرد دارد وآموزشهای کنگره همه در راستای جهانبینی وتغییر نگرش افراد است
واین آموزشها بخصوص جهانبینی 1و2برای خودمن بسیار تاثیر گذار بوده وهست وهر چه می گذرد با خواندن آن ،مطالب بیشتری دستگیرم می شود مطلب جهانبینی کنگره مرا به خودم شناساند ودری جدید برایم گشود چون زندگی من همسفر هم مثل یک مصرف کننده در یک دخمه تاریک و وحشتناک بوده واین دخمه که از آن صحبت می کنم در ذهن خودم بوده ونگاه ونگرش به خودم ودنیای اطرافم بوده ولی کنگره دری را برویم باز کرد وبه من نشان داد که می توانم طور دیگر ببینم واین تغییر نگاه وجهانبینی در من تحولی عظیم بوجود آورد .
زمانی که یک مصرف کننده سفر راشروع می کند شاید مانور اصلی وتوجه زیادش در بازسازی جسم است ولی نظر من این است که یک همسفر با شروع سفر مسافرش حرکتش را از ضلع جهانبینی شروع می کند .
همگی ما تعریف جهانبینی را میدانیم ادراک احساس دریافت وبرداشت ما نسبت به هستی وجهان پیرامونمان که به دوبخش جهانبینی درون وجهانبینی بیرون تقسیم می شود که این نوشتارها به من کمک کرد که به شناخت در مورد خودم ورسیدن به یک تصوری که از آنچه که هستم دست پیدا کنم .
در مورد مطالب ذکر شده در جهانبینی با مدلهایی که آقای امین ارائه دادند پیرامون صور پنهان ٰمن به درک درستی رسیدم ودر مورد حس های منفی که هم بیان شده بسیار برایم جالب بود که من خودم حس ترس وناامیدی را تجربه کردم و به این شکل از آن آگاهی نداشتم ولی اکنون به این مطلب فکر می کنم درک میکنم که این راه که در آن قدم گذاشتم راه درازی است باید حرکت کنم ودانستن تنها کفایت نمی کند و باید از قوه به فعل دربیاورم تا به کارم آید وتغییر در من صورت گیرد .من حال خوش وتعادل نسبی که دارم وآرامش نسبی که در زندگی ام اکنون وجود دارد را مدیون آموزشهای کنگره هستم .


جلسه راس 18/36به کار خود خاتمه داد .
در پناه حق
تهیه گزارش همسفر احمدیان
[ یکشنبه 27 فروردین1391 ] [ 10:25 بعد از ظهر ] [ همسفر مریم ] [ ]
گزارش لژیون با موضوع گزیده ای از وادی اول

به نام آن خالقی که مهر و محبت را در دلها قرار داد

تاریخ : لژیون شنبه ۹۱/۱/۱۹

تعداد حاضرین : ۶ نفر 

همسفر اکرم : من باید نقشه ای بکشم که بتوانم در زندگی ام آن اجرا کنم و قدرت بدنی و اراده هم باید داشته باشم ولی اگرقدرت بدنی و اراده نداشته باشیم نمی توانیم کاری را انجام دهیم مثل بالا رفتن از درخت ِ٬ اگرما فوت و فن بالا رفتن از درخت رابلد باشیم باید قدرت بدنی هم داشته باشیم تا بتوانیم خود را از درخت بالا بکشیم .

همسفر ام البنین : مهم فکر است و زمانی که نمی توانیم درست تصمیم بگیریم باید با دیگران مشورت کنیم ولی تصمیم آخر را خودمان باید بگیریم و قدرت بدنی هم باید داشته باشیم تا در کارمان ضعیف نشویم .

خانم مریم :در وادی گفته شده است که در تفکر خود به نتیجه درستی نرسیده اید می توانید از مشورت دیگران استفاده کنید.... اما مشورت با چه کسانی ؟


ادامه مطلب
[ دوشنبه 21 فروردین1391 ] [ 10:22 قبل از ظهر ] [ همسفر فیروزه ] [ ]
به نظر من بار آموزشی که لژیون در کنگره دارد بسیار بالاست
جلسه چهارم از دور نهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی سمنان در روز شنبه با نگهبانی موقت خانم ام البنین احمدیان و استادی خانم مهناز سعادتی و دبیری موقت خانم مرضیه کرات با دستور جلسه لژیون و تشکیل آن در داخل و خارج از کنگره ،در تاریخ 91.1.12 راس ساعت 17.15 شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

من قبل از ورودم به کنگره به کتاب خواندن علاقه داشتم و سعی می کردم گاهی اوقات این کار را انجام دهم ولی هیچ وقت مطالبی را که می خواندم از قوه به فعل در نمی آوردم ، کنگره کاربردی کردن مسایل را به من یاد داد.

به نظر من بار آموزشی که لژیون در کنگره دارد بسیار بالاست ، البته جلسه هم آموزشهای زیادی به همراه دارد اما فکر می کنم به دلیل صمیمی بودن جمع در لژیون و این که می توانیم رو در رو با راهنمایمان سخن بگوییم،لژیون تا حدی موثر تر است .

مطلب دیگری که وجود لژیون را بیش از همه مهم می کند این است که تمام هم لژیونی ها تک تک سوالات خود را از راهنما می پرسند و این باعث می شود که بقیه دوستان هم که شاید این سوال برای آنها نیز مطرح می بود به پاسخ خود می رسند .

در ابتدای به وجود آمدن کنگره 60 لژیون به این صورت نبود و بعد از جلسه هر رهجویی که سوال داشت در گوشه ای با راهنمایش میان می گذاشت و این موضوع به گونه ای هرج و مرج ایجاد می کرد که در ادامه با تدبیر جناب مهندس لژیون به شکل  امروزی درآمد، همه مواردی که در کنگره وجود دارد و گاها قانون است تفکری پشت خود دارد  و باید بدانیم که همین قانون جدید که تعداد لژیون ها از دو یا سه بار در هفته به یک بار رسیده است هم با تفکر صورت گرفته است و  حداقل چیزی که دارد این است که آن یک لژیون در هفته بار آموزشی اش بالاتر می رود،به این دلیل که رهجو برای تفکر کردن روی یک موضوع مورد بحث در لژیون تقریبا یک هفته وقت دارد پس مطمئنا تاثیر بیشتری خواهد داشت .

و موضوع دیگر که از فواید لژیون است و برای خودم تاثیر گذار بود مشارکت کردن است زیرا مشارکت که از داخل لژیون آغاز شود در ادامه خیلی تاثیر گذار است .

دلیل ماندن من در کنگره بیشتر لژیون بود که مرا جذب کنگره کرد و الان بسیار خوشحال هستم که لژیون در کنگره وجود دارد و باعث شد من در کنگره بمانم.

 با احترام همسفر مرضیه.ک

[ سه شنبه 15 فروردین1391 ] [ 11:9 قبل از ظهر ] [ همسفر مریم ] [ ]
تفکر پله اول است

به نام آفریننده مهربان              

تاریخ : شنبه 1391/01/05            

موضوع لژیون : برداشتی از وادی اول   

خلاصه گزارش لژیون..................

همه چیز برای پیدا شدن نیاز به تفکر دارد منظور از پیدا شدن چیست؟ 

 خانم مریم: روزی ما انسانها نزد خداوند پیمان بستیم که براستی پروردگار ماست خداوند هم برای اثبات این ادعای ما ، خواست که به زمین برویم که در عمل ثابت کنیم چیزی را که گفته ایم  باید من در این زمان به معرفت ، آموزش ، شناخت و دانایی برسم  زمانی به شناخت می رسیم که نفس خویش را تربیت کنیم تا به کمال یا جایگاه انسانی برسیم ولی اگر نخواهیم نفس خود را تربیت کنیم ممکن است این نفس ما را به اعماق تاریکی فرو ببرد . پس انسان برای اینکه پی به وجود خود ببرد نیاز دارد که تفکر نماید وباید به مقام انسانی خود دست پیدا کند برای همه اینها تنها راه ،اندیشیدن است که باید در پیش گیرد تا خود را بیابد .

ما با دنیای بیرون کاری نداریم چون تمام پیچ و خم ها در درون ما است و ما باید برای شناخت بهتر به درون خودمان برویم و بتوانیم ضد ارزشی ها را پیدا کنیم و آنها را حل کنیم .



برچسب‌ها: بخشی از وادی اول
ادامه مطلب
[ یکشنبه 6 فروردین1391 ] [ 7:47 بعد از ظهر ] [ همسفر فیروزه ] [ ]
سال نو مبارک

یه فصل تازه باز اومد

بوی عید و بهار اومد

رسید دنیایی از شادی

برای من برای تو

دوباره سال نو اومد

سر اومد دیگه این سرما

دوباره زندگی از  نو

شروع می شه واسه ماها

نباید در گذشته موند

برای رفته ها اشک ریخت

باید از نو دوباره ساخت

روزای  شاد واسه قلبا

یه فصل تازه باز اومد

رسیده باز یه فصل سبز

دوباره گلهای باغچه

داره آروم می دن غنچه

پیش نگاه  شاد ما

برای من برای تو

http://djhamid.blogfa.com
    http://djhamid.blogfa.com


ادامه مطلب
[ شنبه 5 فروردین1391 ] [ 10:56 قبل از ظهر ] [ همسفر فیروزه ] [ ]
ادامه بحث وادی اول

به نام آفریننده مهربان

تاریخ : شنبه 27/12/1390         

موضوع لژیون : بخشی از وادی اول   

خلاصه گزارش لژیون

باید بدانیم چگونه همه چیز پیدا می شود یا همه چیز خلق می شود . چگونه همه چیز به وجود می آید ؟ پله اول ، برای هر چیزی یا هر کاری نیاز به تفکر دارد و تفکر استارت آن است تا شکل بگیرد پس پله اول تفکر است زمانی که خداوند انسان را خلق کرد قدرت تفکر و نیروی اندیشیدن را به او هدیه داد و خداوند هم برای خلقت جهان تفکر کرده بود و درپشت این خلقت تفکری است که در ادامه مشخص می شود که چه می شود ولی ما انسانها چیزی از آن را نمی دانیم فقط می گوییم که پا در جهان می گذاریم و روزی می میریم تا روز قیامت این را فقط خداوند می داند .

ما انسانها هم می توانیم خلق کنیم که این نعمت بزرگی است



برچسب‌ها: بخشی از وادی اول
ادامه مطلب
[ دوشنبه 29 اسفند1390 ] [ 6:6 بعد از ظهر ] [ همسفر فیروزه ] [ ]
بخشی از وادی اول

به نام خداوند يكتا           

تاريخ : شنبه 90/12/20

موضوع لژيون : بخشی از وادی اول          

تعداد حاضرين : 5 نفر

خلاصه گزارش لژیون:

خانم مريم : نوشتن وادی ها بايد از روی عشق باشد تا از آن لذت ببريم و به راحتی بتوانيم از آن برداشت كنيم بعضی وقتها حس تنبلی می آيد و حسش نیست و اين آن نيروی منفی است كه وارد می شود و نمی گذارد ما حركت كنيم و برای نوشتن از روی وادی ها نبايد زور بزنيم چيزی برداشت نمی كنيم ودرسی را که باید بگیری نمی گیری چون باید در هر کاری عشق باشد  .




ادامه مطلب
[ سه شنبه 23 اسفند1390 ] [ 9:42 قبل از ظهر ] [ همسفر فیروزه ] [ ]
خونه تکونی درون

لژیون پارک (جمعه تاریخ 1390/12/19) در یه روز قشنگ آفتابی بعد از نرمش صبگاهی واندکی پیاده روی برگزار گردید.

موضوع لژیون :خونه تکونی درون

استاد لژیون : خانم مریم

 خانم مریم :خانه تکانی یک فرهنگی بوده که از دیر باز نسل به نسل گشته وبه شکل یک آداب قبل ازعید تبدیل شده است وفرهنگ بسیار خوبی است چون در خودش حرکت را داراست اما با این مخالف هستم که بخواهم در مدت خانه تکانی جسم خودمان آسیب برسانم وطول یکی دوروز کل خانه ام را جا به جا کنم . وبرای بچه کنگره ای  باید کار خانه تکانی به صورت دیگر درآید وفرق نگاه در خودش داشته باشد وباید از این کار الهام بگیریم چون هر چه که در درون ماست در بیرون هم به همین شکل است  اگر من در درونم انسان پنهان کاری هستم وصفات زشت خودم را سعی می کنم در لایه های درونی خودم پنهان کنم در دنیای بیرون همین کار را می کنم وتمام آشغالها وچیزهای به درد نخور را در داخل کابینت ها وکمد پنهان می کنم که کسی نبیند وفقط ظاهر را خوب ومرتب جلوه می دهم ودر خانه تکانی درون مثل خانه تکانی برون سعی می کنیم همه چیز را بریزم بیرون وازآنچه بودیم وبه چه شکل میخواهیم باشیم  حرکت می کنیم  .وبرای ورود به سال جدید باید آشغالهایی که در ذهن ودر درون ما خونه کرده را بیرون بریزیم اگر می خواهیم برداشت تازه ای داشیم وحس نو وجدیدی  را تجربه کنیم  چون برای دریافت چیزهای جدید باید ظرف خالی باشد همانطور که برای خرید چیز جدید برای خونه تون باید چیز کهنه وقبلی را بریزید بیرون تا جا برای چیز جدید باشد .

خانم آزاده :خانه تکانی نمادی از خلاف جهت حرکت کردن در مولفه  نا امیدی است .از دیر باز در فرهنگ ما ایرانیان است هر چیزی که از قدیم بوده یک حکمت داشته ودور شدن از نا امیدی است .زمانی که شروع به حرکت می کنیم خود به خود یک اتفاق در درونمان  می افتد انگار درونمان را تغییر می دهیم  وچیزهایی که اصلا قبلا نمی دیدیم الان می بینم وشروع به ازبین بردن آن می کنم حرکت بیرون خود به خود اون حرکت درون را تحت تاثیر می گذارند این دو تا باهم نا خود آگا ه روی یکدیگر تاثیر می گذارند . وقتی انسان فقط در ظاهر خانه تکانی وخرید داشته باشد ودر گیر آن شود  هیچ وقت درون خود را نمی بیند در خانه تکانی باید همه چیز را بریزی بیرون  اضافه وآشغالها  را جدا کنیم ودور بریزیم ودر درون هم به همین شکل است  باید با خودمان صادق باشیم  وصفت های بد را بریزیم بیرون تا درستش کنیم امکان دارد اول به هم ریخته شویم ولی در ادامه حس خوبی دارد .

خانم فریبا: هر سال برای خانه تکانی  انرژی زیاد می گذاریم ودکورخانه را عوض می کنیم وتغییراتی را بوجود می آوریم  آنقدر به خانه اهمیت می دهیم  بهتر است قدری به درون خود اهمیت دهیم وتغییرات را بوجود آوریم  کم کردن ضد ارزشی می تواند نمادی از خانه تکانی  باشد  اگر به اندازه که به ظاهر خود توجه می کنیم به درون توجه کنیم تاثیر گذار تر است . من در کنگره تغییر تبدیل وترخیص آشنا شدم  که در درون خود  بوجود اورم تا به حال خوش برسم .

خانم مرضیه یحیایی: برای خانه تکانی  ابتدا حس تنبلی  را داریم اما وقتی شرو ع می کنیم  دوست داریم تا آخرش  ادامه دهیم وهمه چیز را تمیز کنیم  در درونم هم همین طور است ابتدا کمی سخت است  شروع شود ولی وقتی شروع شود تا پایان ادامه می دهیم  وهمه چیززشت را به بیرون می ریزیم وچیزهای زیبا جایگزینش می کنیم  وهمه چیز را زیبا می بینیم وبه گونه ای خانه تکانی درون می شود .

خانم اشرف : من در گذشته خانه تکانی  ظاهری را خیلی خودم را اذیت می کردم ودوروزه می خواستم تمامش کنم ولی الان آرام آرام شروع کردم به نظر من خانه تکانی درون هم باید آرام آرام صورت بگیرد وقشنگ تر شود.

خانم  پریسا : برای خانه تکانی در ظاهر خانه تکای می کردیم ودر گذشته  هیچ وقت به درونم نگاه نمی کردم ولی یاد گرفتم درونم هم نیاز به خونه تکانی نیاز دارد .

خانم مریم :  به نظر من خانه تکانی مثل یک زلزله است که با تکانی که میدهد می خواهد اینگونه به ما بفهماند که از هر چه بودیم کنده شویم وبا یک حس زیبا وارد سال جدید شویم وبا آن سیاهی وارد سال جدید نشویم .

در پایان لژیون هم جای دوستان خالی دلتان نخواسته باشد دورهم یه صبحانه کامل خوردیم .

 

تهیه گزارش وعکس :همسفر احمدیان ،همسفر مرضیه

[ جمعه 19 اسفند1390 ] [ 6:45 بعد از ظهر ] [ همسفر احمدیان ] [ ]
گزارش کارگاه های آموزش جهان بینی کنگره ۶۰

سیزدهمین جلسه از دوره چهل ودوم سری کارگاه های آموزش جهان بینی کنگره ۶۰ به استادی و نگهبانی جناب آقای امین دژاکام و دبیری آقا همایون با دستور جلسه " محبت " در روز چهار شنبه مورخ ۱۷/۱۲/۱۳۹۰راس ساعت ۱۶:۴۵آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد

محبت درجه خلوص دارد و هرچه قدر که خالص تر شود عمق بیشتری پیدا می کند مانند آبی است که هرچقدر پالایش شود زلال تر و گواراتر می شود .مثل چشمه آبی که وقتی به آن نگاه می کنیم در عمق دو سه متری هم سنگ ریزه های کف آب را به راحتی می توانیم بشماریم . محبت نیز به این شکل است و به این طریق پالایش می شود . این پالایش شدن ها براحتی اتفاق نمی افتد . این بحث امروز ادامه بحث جلسه گذشته می باشد و کسانی که cd آن را گوش کرده باشند براحتی می توانند این مطالب را درک نمایند . ما در جلسه گذشته در مورد محبت صحبت کرده و گفتیم که اگر کسی را دوست داشته باشیم یا به سمتش شتابان می رویم و یا از او قهر کرده و فرار می کنیم و این دو روی سکه است و حالت سومی وجود دارد و این حالت سوم خیلی به کار ما می آید و در مسائل دیگر زندگی نیز زمانی که دو انتخاب به نظر می آید انتخاب سومی هم در این میان پیدا می شود آن هم بصورت پنهان که ما باید این انتخاب سوم را پیدا کنیم .

منبع وبلاگ آکادمی

ادامه مطلب
[ پنجشنبه 18 اسفند1390 ] [ 10:20 قبل از ظهر ] [ همسفر مریم ] [ ]
موضوع لژیون :بحث آزاد

لژیون شنبه : 90/12/13

موضوع لژیون :بحث آزاد

تعداد حاضرین : 25 نفر

امروز در شعبه سمنان میهمانی عزیز حضور داشتند ( همسفر خانم جلالی ) که با  حضور ایشان بعد از پایان جلسه رسمی گروه خانواده ، لژیونهای کمک راهنمایان شعبه با هم ادغام گردید و همه همسفران در یک جمع  صمیمانه به گفتگو پرداختند که خلاصه ای ازمشارکتهای همسفران و راهنمایان را به عرض می رسانم:

سوال :چگونه می توانیم متوجه شویم که در سفر یک مسافر و همسفر واقعا تغییر می کنند؟

 خانم جلالی  :

ما علاوه بر همسفر بودن ، یک مادر ، همسر و یا خواهری شده ایم که  وارد تفکر شده ایم ومی توانیم با کمک این وادی از یکدیگر خیلی چیزها را یاد بگیریم وقتی انعکاس خوبی از آموزشهایی که می گیریم داشته باشیم .کم کم متوجه تغییرات مثبتی هم که در ما شکل گرفته می شویم .واین خیلی می تواند به ما کمک بکند .



خانم حافظی :

من هم در برخورد با مسافرم همیشه دوست نداشتم ببینم که مصرف کننده است ولی وقتی به تفکر رسیدم آموختم که باید پذیرش یک سری چیزها را داشته باشم تا بتوانم به خیلی چیزهای دیگری که نتوانسته ام تا به حال کسب کنم برسم واین شد که به خیلی از تغییرات در خود و مسافرم رسیدم .

سوال :من قصد فضولی کردن در کار مسافرم را ندارم اما گاهی اوقات که از منزل بیرون می رود خیلی پرس و جو وکنکاش  می کنم تا ببینم کجا بود و چه کرده ؟

خانم جلالی :

در کنگره می گوییم سه سفر داریم :

سفر اول : از مصرف مواد تا قطع آن

سفر دوم : از قطع مواد تا رسیدن به خود

سفر سوم : از رسیدن به خود تا به خالق خود

شما دقیقا انگشت خود را روی سفر دوم گذاشته ای وبا این کارت باور او را هم به هم می ریزی ونمی گذاری خود را بیابد وخودت هم به صورت یک همسفری شده ای که انگار نه انگار در کنگره آموزش می گیری پس اول باید حساب خودت را با خودت تسویه نمایی (زن و مرد ) مثل ستونهای یک سقف می مانند برای اینکه یک سقف پایدار بماند ستونها در کنار هم اما با فاصله سقف را حفظ می کنند (زن و مرد )هم باید در کنار هم قرار گیرند اما تعادل بین آنها هم باید محفوظ باشد .

خانم مریم :

یک همسفر در سفر اول کارش خیلی کلیدی است وباید مهمترین چیز که آن فرق نگاه است را در خود به وجود آورد وبعد در کنار فرق نگاه حس او حس خوبی می شود وکم کم در او پرورش پیدا می کند و همین باعث می شود سفر دوم بهتری را داشته باشد .

خانم منصوری :

 وقتی حس من جنسش عوض شده باشد مسافرم هم این حس را دریافت می کندبرای مثال : وقتی ما به یک نفر بگوییم حالت خوبه ؟ اون طرف حس ما را در آن لحظه دریافت می کند و سریع متوجه می شود که ما از روی محبت احوال او را می پرسیم یا نه ! وقتی شما هم مدام همسرت رو چک می کنی و چون از درون حست نسبت به مسافرت بد و منفیه این مساله رو اون هم احساس می کنه و برا همین از تماس تلفن شما ناراحت می شه و فکر می کنه داری چکش می کنی .

خانم جلالی :

ما فقط با فرق نگاهمان است که می توانیم روی گیرنده ها وفرستنده های حسمان کار کنیم و آنها را تبدیل به حس خوب نماییم .

وبه قول مهندس دژاکام :

ما با افکار و عقاید خودمان یک زندان در ذهنمان درست کرده ایم ودر این زندان هم هیچگاه واقعیتها ما را اذیت نمی کنند بلکه پیش داوریهایمان است که باعث اذیت ما می شوند .

بعد از پایان لژیون همگی با هم دعای زیبای کنگره را دست در دست هم خواندیم وبعد هم با میهمانان عزیزمان عکس یادگاری گرفتیم .

جای همگیتون خالی .

موفق و پیروز باشید .

همسفر مرضیه  

برگرفته از http://legionc60-mansouri.mihanblog.com

[ یکشنبه 14 اسفند1390 ] [ 8:16 بعد از ظهر ] [ همسفر مریم ] [ ]

این جلسه چهاردهمین جلسه ازدورهشتم سری کارگاههای آموزش خصوصی همسفران کنگره 60 شعبه سمنان روزهای شنبه به نگهبانی همسفر خانم سمانه واستادی سرکارخانم جلالی ودبیری همسفرخانم مرضیه با دستور جلسه فضولی وآسایش درتاریخ 90/12/13 راس ساعت شروع به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد:

باید توجه داشته باشیم که چرا این دو کلمه ، فضولی وآسایش کنار هم قرار گرفته شده است ،کنگره هدفش آموزش است برای درمان اعتیاد فقط ترک نیست در کنگره جهانبینی بسیار مهم است واساس کار کنگره به صورت ریشه ای می باشد به همین دلیل بسیار خوب جواب می دهد وهر دستور جلسه پیام خود را دارد شاید فضولی صفت یکی از ما باشد که با خود حمل می کنیم تا با آموزش درستش کنیم.
فضولی یعنی تجسس کردن در امور دیگران در هر مسئله ی ساده ای فضولی خوب نیست چه برسد به مسائل بزرگ. کوچکترین آن با نگاه کردن است که مورد تجسس ما قرار می گیرند یکی از آن امور مسافران ما هستند که با نگاه خود شروع به تجسس می کنیم .

ادامه مطلب
[ یکشنبه 14 اسفند1390 ] [ 8:15 قبل از ظهر ] [ همسفر مریم ] [ ]
تكرار تاريخ


به نام خداوند جاودان

موضوع لژیون : تکرار تاریخ

تاريخ : سه شنبه 9/12/90

استاد لژيون : همسفر فيروزه

امروز لژیون ما بدون حضور خانم مریم برگزارگردید استادی واداره لژیون به وسیله همسفر فیروزه صورت پذیرفت.

تكرار در هستى وجود دارد مثل شب و روز، ماه ها و فصل ها كه بر اين اساس است هستى به وجود آمده و در زندگى ما هم كار هاى زيادى وجود دارد كه ما آنها را تكرار مى كنيم مثل نماز خواندن ، خوابيدن و بيدار شدن ، غذا خوردن و خيلى از كارهاى ديگر .

بعضى از تكرار كارها باعث مى شود كه اطلاعات و آگاهى ما بالا برود و بهتر بتوانيم زندگى كنيم مثلاً من همسفر با تكرار در آشپزى مى توانم غذا هاى بهترى بپزم يا در هنر خياطى هر دفعه كه پارچه اى برش مى زنم بهتر مى توانم آن را بدون ايراد بدوزم  و از پوشيدن آن لذت ببرم .

بعضى از انسانها تصور مى كنند كه خيلى مى دانند ولى هميشه در حال اشتباه كردن هستند چون نمى خواهند از محيط خود پا فراتر بگذارند مثل يك مصرف كننده كه فقط مواد مى خرد و مصرف مى كند و گاهى نشئه و گاهى خمار هستند و هر بار كه بخواهند رها شوند اشتباهات ديگران را انجام مى دهند اگر از كسى شنيده باشند كه الكل يا قرص و كپسول هايى هستند كه باعث مى شود موادشان را ترك كنند واين كار را انجام مى دهند و از عاقبت آن هيچ درسى نمى گيرند و آنها انسانها ى جاهل هستند و همان طور باقى مى مانند و اين تكرارهاى اشتباه باعث عقب افتادگى انسانها مى شود .

تاريخ يك فاعل مى خواهد . فاعل يعنى عمل كننده يا انجام دهنده كارى .



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 11 اسفند1390 ] [ 10:35 قبل از ظهر ] [ همسفر احمدیان ] [ ]
جهل

     به نام آفريننده مهربان           

موضوع لژيون : سی دی جهل

تاريخ : شنبه 6/12/90        

تعداد حاضرين : 4 نفر

امروز در لژیون ما هر کسی برداشت خود را از سی دی جهل بیان کردند که خلاصه ای از گزارش لژیون را می نویسم .

همسفر اكرم : تا خود انسان نخواسته باشد هيچ اتفاقى نمى افتد وهيچ كس نمى تواند او را كمك كند شايد كسى بخواهد به تو كمك كند اما چون آگاهى ندارد كمك او به درد نمى خورد حتى محبتى كه مى كند واقعى نيست . محبت مادر و فرزند را همه خيلى قبول دارند مثلا تا زمانى كه يك انسان نوزاد است مى گويند كمك مادر بلاعوض است اما مى بينيم كه اينطور نيست چون وقتى اين كودك بزرگ شود اگر كار خطايى انجام دهد مادر او را سرزنش مى كند كه اين همه زحمت كشيدم برايت ولى تو هميشه اشتباه مى كنى .

همسفر فيروزه : انسان زمانى بدنيا مى آيد و زمانى هم از بين مى رود اين اعتقاد بعضى از آدم هاست ولى اينطور نيست چون انسان از زمانى شروع مى شود وتا آخر ادامه دارد و با مرگ تمام نمى شود بوسيله محبت جايى ديگر ادامه خواهد داشت .



برچسب‌ها: جهل
ادامه مطلب
[ یکشنبه 7 اسفند1390 ] [ 9:8 بعد از ظهر ] [ همسفر فیروزه ] [ ]
كار و تحصيل
این جلسه سیزدهمین جلسه ازدورهشتم سری کارگاههای آموزش خصوصی همسفران کنگره 60 شعبه سمنان روزهای شنبه به نگهبانی همسفر خانم سمانه واستادی همسفرخانم مریم ودبیری همسفرخانم مرضیه با دستور جلسه کار وتحصیل درتاریخ 90/12/06 راس ساعت شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
کنگره 60 به نظر من تنها گروه درمانی اعتیاد است که به همه جوانب امر توجه دارد و دو مقوله مهم زندگی ، مثل کار وتحصیل را در دستور جلسات سالیانه گنجانده وبه عبارتی روش کنگره با هیچ کدام از این دو درطی درمان مشکلی ندارد ونیاز نیست که شخص در طول درمان کار وتحصیل را رها کند ودر استراحت مطلق بسر ببرد تا سفرش به اتمام برسد اینطور نیست وبهترین روش درمان اعتیاد که بشود هم چیز در زندگی سر جای خودش باشد روش تدریجی کنگره است وفرد علاوه بر این که درمان می شود این توانایی را دارد که به زندگی عادی خود از قبیل کار وتحصیل برسد چون در روش های دیگر ترک اعتیاد شخص بعد ترک تا مدت طولانی زمان می برد تا به راندمان وبازدهی لازم برسد که بخواهد کار کند ویا به تحصیل بپردازد وبا راندمان خوبی هم نمی تواند به کارش ادامه دهد وزود خسته می شود وحوصله انجام کارهای پر فشار را ندارد .ودر کنگره مشاهده می شود که شخص بدلایل مختلف وصلاح دید راهنمای خود لازم است که یک مدتی سرکار نرود وبه سفر ش بپردازد چون با انجام کار یا تحصیل امکان دارد به سفرش لطمه بخورد.

در کنگره ما بیان می کنیم که پایه های مالی خود را محکم کنیم واین محکم کردن پایه های مالی به کار ومنبع مالی نیاز دارد پس من برای ادامه زندگی خودم وفراهم کردن آسایش نیاز به کار دارم وبرای بدست آوردن کار خوب به تحصیلات وتخصص بالاتری نیاز دارم که باید ادامه تحصیل بدهم وآقای مهندس تاکید دارند که هریک از رها شدگان پی ادامه تحصیل باشند ودر هر مقطعی هستند ادامه بدهند برای کسب درجه ومقطع بالاتر .

به نظر من برای ارتقا علم باید مرحله تحصیل علم سپری شود چون زمانی که وارد دنیای کار وتحصیل می شویم بهتر می توانیم علم کنگره را کاربردی کنیم . من نظرم این است که کار وتحصیل به انسان توانایی هایی را می دهند .وکار کردن به انسان نظم می دهد وبرنامه ریزی زندگی انسان دستش می آید وراحتر می توان روی بقیه وقتش برنامه ریزی کند وکار وتحصیل برای خود من بسیار سازنده بوده وهست چون در این جریان آموزشهای متفاوتی می گیرم وباپازل های متفاوتی آشنا می شوم که از روبرو شدن وحل کردن آنها لذت می برم .




تعداد حاضرین : 18نفر - مشارکت کننده ها : 8نفر - پیام خوانها :4نفر
جلسه راس ساعت 18/30 به کار خود خاتمه داد
در پناه حق
[ یکشنبه 7 اسفند1390 ] [ 9:42 قبل از ظهر ] [ همسفر فیروزه ] [ ]
بحث آزاد

   به نام خدا   

تاريخ لژيون يكشنبه 90/11/30

موضوع لژیون:بحث آزاد

امروز در لژیون ما خانم مریم بدلیل  بر پایی جشن همسفر وذیل وقت خواست که لژیون در اختیار خود برو بچ لژیون باشد وبه عبارتی هرچه دل تنگشان می خواهد بگویند وخودشان بسیار کوتا سخن گفتن ودر ادامه خلاصه ای از گزارش لژیون را بیان می کنم .

همسفر اكرم : برايم در سفراول همه چيز خيلی مهم بود كه زود به كنگره بيايم و يا اينكه پيام حفظ كنم اما در سفر دوم هيچ رقبتی ندارم چرا ؟

خانم مریم :به نظر من در شما فرق نگاه حاصل نشده وتمام کارهایی که که انجام میدادی برای خودت نبوده وتنها هدف تو به درمان رسیدن مسافرت بود وحالا که به نتیجه رسیده دیگر انگیزه ای برای ادامه نداری  باید پی هدفی باسی که خواست قوی در خودش داشته باشد که تورا به حرکت وادارد.

همسفر فيروزه : من اوايل كه می آمدم خيلی فرق نمی كرد بعد از مدتی خواندن كتاب و جزوها برايم جالب شد فكر می كنم اول هدف نداشتم چون زمانی كه تغییرمسافرم را ديدم خوشم آمد و تصميم گرفتم كه برای خودم هدفی در كنگره داشته باشم .

  


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 اسفند1390 ] [ 10:35 بعد از ظهر ] [ همسفر فیروزه ] [ ]
جشن همسفران سمنان
این جلسه سومین جلسه از دور اول کارکاههای آموزشی عمومی جشن همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی سمنان با نگهبانی همسفر اقدس یحیایی، استادی همسفر فاطمه حافظی و دبیری همسفر سمانه جمالی در تاریخ ۳۰/۱۱/۹۰روز یک شنبه راس ساعت ۱۷شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

                 

ابتدا این روز را به جناب مهندس ، خانم آنی ، استاد امین دژاکام و تمامی همسفران کنگره ۶۰ تبریک می گویم .

(هر گاه محبت و کردار واقعی واقع شود آنگاه سعادت در بیت شما رویت خواهد شد)  

  

کار کنگره۶۰گروهی است پس برای درمان اعتیاد و رهایی یک نفر کل گروه تلاش می کنند که همسفر هم جزئی از آن می باشد ویک همسفر نقش بسیار مهمی در درمان و رهایی مسافر ایفا می کند . جشن همسفر به علت سالروز تولد فلورانس و روز پرستار در این هفته قرار دارد .

همسفر به شخصی گفته می شود که سابقه اعتیاد نداشته باشد و همراه و کمک برای مسافر باشد تا سفری آرام را پشت سر بگذارد ، همسفر می تواند هر کسی باشد مانند همسر ،خواهر ، مادر ، پدر وغیره .

به نظر من همسفران در زمان تخریب مسافرشان  از سر دلسوزی کمک هایی به آنها می کردنندولی چون راه درست را نمی دانستند و راه بلدی هم نداشتند که کمک شان کند حرکت هایشان تاثیری نداشت پس زمانی که مسافر شروع به سفر می کند همسفر باید همراه او باشد تا آموزش بگیرد و راه درست را برای کمک به مسافر بیاموزد ، همسفری که در زمان اعتیاد با مسافرش بوده مطمئنا ترکش های اعتیاد به او هم اصابت کرده است و در او هم تخریبهایی به مراتب بد تر از تخریب مسافر ایجاد شده هم در صور آشکارش و هم صور پنهان، به همین علت همسفر هم با حال پریشان به کنگره می آید پس برای این که بتواند کمک خوبی برای مسافرش شود اول باید خودش آموزش بگیرد و کاربردی کند .

در کنگره فقط مسافر نیست که رها می شود بلکه یک همسفر هم به رهایی می رسد و از ضد ارزشها و تاریکی ها به سمت ارزشها حرکت می کند و سیستم شبه افیونی او نیز با دور کردن افکار منفی راه اندازی می شود زیرا به گفته جناب مهندس سیستم شبه افیونی از طریق افکار منفی و جهل هم تخریب می گردد.

همسفر نقش یک پرستار را دارد یعنی باید نظارت داشته باشد به حرکت درونی وبیرونی مسافرش و در مورد جیره و مصرف مسافر نباید  دخالت کند زیرا آن را راهنمایش بهتر از هر کسی می داند .

زمانی امکان دارد مسافری  هنوز نقطه تفکر در او ایجاد نشده باشد و این کار همسفر را قدری سخت می کند، همسفر در این جا باید سعی کند که آن نقطه تفکر را ایجاد کند و این هم با آموزش درست میسر است . در کنگره به همسفر بال پرواز می گویند ، پس برای پرواز پرنده این بال باید حرکت کند تا بتواند پرنده را به پرواز در آورد و نکته مهم این است که مسافر و همسفر باید دو بال پرواز هستند باید با هم حرکت کنند تا به اوج برسند.

یک همسفر در کنگره خیلی چیز ها را یاد می گیرد مانند صبر کردن واقعی،بخشش،پذیرش،محبت و غیره زیرا اگر همسفر با تمام وجود مسافر را نبخشد و به او محبت نکند نمی تواند به مسافر کمکی کند ، با آرامشی که در همسفر ایجاد می شود محیط خانه آرام می گردد و مسافر می تواند با آرامش سفر کند .

البته مسافرانی که همسفر ندارند نیز به خوبی سفر می کنند زیرا همسفر آنها تمامی اعضای کنگره ، نشریات و آموزشهای کنگره است .

در آخر امیدوارم مسافر و همسفر با هم و در کنار هم حرکت کنند و به زیبا ترین شکل آن پرنده را به پرواز در آورند .

 بعد از پایان مشارکت ها همسفران اعلام سفر کردند و مسافرانشان هدایایی را تقدیم حضورشان کردند.

 

تعداد کل حاضرین۶۵نفر

تعداد مشارکت ها ۱۹نفر

جلسه راس ساعت۱۸.۴۵ به پایان رسید. 

با احترام همسفر مرضیه  


منبع وبلاگ سمنان


ادامه مطلب
[ دوشنبه 1 اسفند1390 ] [ 10:15 بعد از ظهر ] [ همسفر مریم ] [ ]

روز همسفر بر سرکار خانم آنی عزیز و استاد آقای امین دژاکام و همه ی همسفران عزیز در تمام شعب کنگره 60 پرشگون باد .


ای روشنایی سحر ای آفتاب پاک

ای مرز جاودانه نیکی

من به امید وصل تو شب را شکسته ام

من در هوای عشق تو از شب گذشته ام

بهر تو دست و پا زده ام در شکنج راه

سوی تو بال و پر زده ام در ملال شب 

منبع وبلاگ سمنان

[ دوشنبه 1 اسفند1390 ] [ 10:13 بعد از ظهر ] [ همسفر مریم ] [ ]
بخشی از وادی 14


به نام خالق هستی           

تاريخ لژيون : شنبه 29/11/90

موضوع لژیون:بخشی از وادی 14

در وادی 14 كه ادامه وادی 13 است و نگاه در اين وادی ها به درسهايی می باشد كه دريافت می كنيد در واقع به گوينده آن كاری نداشته باشيد مهم مطلبی است كه از آن صادر می گردد .

در بحث روح همين قدر كافی است كه ذره ای است كه در نهاد همۀ ما وجود دارد و از خداوند گرفته ايم و قانون القاء و احياء از آن نشأت گرفته است .

محبت : بدون محبت همانند ظروف تهی هستيم محبت يعنی در اختيار گذاشتن بهترين داشته هايت و دانسته هايت و بخش هايت بدون هيچ چشم داشتی . بيان كردن كلمۀ محبت و صحبت در مورد آن خيلی آسان است اما به فعل در آوردن آن مهم است و به هيچ جايگاه و شخصيت و به مكان و زمان ربطی ندارد .

خطابۀ اول : اضداد

انسانی كه درون او آشفته است دنيای بيرون او هم آشفته خواهد بود . بايد افسار خواسته هايمان را در دست بگيريم . از پل های گذشته ای كه برای خود ساخته اند را به يكباره ويران می كنند تا بتوانند به يك چيز عظيم دست پيدا كنند .  آغاز رهايی يك مسافر ، آغاز تولد اوست و همسفر در كنار يك مسافر هم لازم است كه آغاز كند و انسان نبايد خيلی خودش را قبول داشته باشد و با ديگران قياس نمايد بايد شخصيت ما مثل داور داخل زمين فوتبال باشد چون برای يك داور عمل درست مهم است و در زندگی بی طرف باشيم و فقط روی خودمان قضاوت كنيم .

برایمان يك نتيجۀ خوب مهم است اما به چه قيمتی ؟

همسفر اكرم جان : آب و آتش را در نظر می گيريم اين دو ضد هم هستند اما آب با آتش گرم می شود . حال خراب هم از يك نقطه ای بايد شروع شود چون در يك جا ماندن باعث از بين رفتن خود ما می شود و در CD شك برای تفكر منفی كه باعث از بين رفتن نيروی زيادی از ما می شود .

همسفر خانم مريم : نتيجه می گيریم برای بيداری انسانها ، اگر جايی يك انسان احساس خوف وترس كند و در آن زمان شب باشد بدون هيچ شكی تا صبح بيدار می ماند . اضداد برای بیداری وهوشیاری ما بوجود آمده اند

 و اگر اضداد نباشد اصلاً زيبايی ها معلوم نمی شوند اضداد بايد باشند منتهی خدمت كردن آنان فرق می كند و در راه تخريب است .

ما در يك جا بايد با اضداد مقابله كنيم و در آن زمان بايد از اضداد بزرگتر باشيم چون اضداد در غير اين صورت از نيروی خودمان برای نابودی ما استفاده می كند . مثال : دو نفر را در نظر بگيريد كه در رقابت های كشتی قرار است باهم كشتی بگيرند طرف مقابل آن شخص با مرور كردن كشتی های طرف مقابل و با در نظر گرفتن نقطه ضعف و قوت طرف حريف خود، او را ضربه فنی می كند .  

 

[ شنبه 29 بهمن1390 ] [ 10:35 بعد از ظهر ] [ همسفر فیروزه ] [ ]

به نام آن که هستی از او یافتیم

لژیون جمعه (پارک) بعد از نرمش و پیاده روی آغاز شد.

موضوع : چگونه تصمیم بگیریم؟

با استادی خانم مریم

خلاصه سخنان استاد:

تمام تصمیمات انسان به دانایی او برمی گردد و این که آیا می تواند بهترین راه را انتخاب کند یا نه . زمانی که خداوند به انسان قدرت اختیار بخشید انسان را هر لحظه در دو راهی قرار داد ، اگر سطح دانایی افراد بالا باشد مطمئنا بهترین تصمیمات را می گیرند و نکته مهم این است که انسان باید تصیمیمات اشتباه بگیرد تا دانایی اش بالا رود به عبارتی باید روی مثلث دانایی کار کند تا در ادامه بتواند درست تصمیم گیری کند . مثلث جهالت که در مقابل مثلث دانایی قرار دارد به طرق مختلف مانع از تصمیم گیری درست می شود مانند ترس که اگر انسان دچار ترس شود نمی تواند درست فکر کند ولی باید این را بدانیم که با آزمون و خطاست که انسان راه درست را پیدا می کند.

سخنان خانم حافظی:

برای گرفتن تصمیم درست ابتدا باید تفکر درست باشد زیرا باتفکر درست است که ساختار درست ایجاد می شود،بعد وارد مرحله تصویر سازی می شویم و در ادامه حکم صادر می گردد و تصمیم گرفته می شود و در پایان آن تصمیم باید عملی شود و در واقع کاربردی گردد.

 قبل از تفکر کردن اصولا باید یک سری اطلاعات وجود داشته باشد ، تفکر درست اتفاق می افتد مشرط به این که اطلاعات درست وجود داشته باشد پس اگر اطلاعات یا داده ها غلط باشند تصمیم هم اشتباه می شود و در ادامه اش کاری که انجام می دهیم نیز غلط از آب در می آید .

در مواقع ای انسان اطلاعات درست را دارد ، تفکر هم می کند ولی نمی تواند کاری از پیش ببرد ، این مساله به فرایند زمان برمی گردد زیرا در تصمیم گیری حتما باید زمان را در نظر بگیریم در غیر این صورت عملی انجام نخواهد شد پس برای رسیدن به هر چیز باید زمان لازم سپری شود ، تذکیه و پالایش و آرام حرکت کردن در تصمیم گیری درست و حرکت بسیار موثر است چون انسان نمی تواند یک شبه چیزی را بدست آورد و باید صبر کند و تلاش لازم را داشته باشد تا زمانش برسدو در این صورت است که نتیجه درست می دهد.

خانم منصوری :انسان هر لحظه در حال انتخاب کردن است و این انتخاب نباید یک دفعه انجام گیرد زیرا پیش زمینه اش تصمیم گرفتن است . به نظر من انسان در هر جایی که باشد می تواند مسیرش را عوض کند پس یک تصمیم اشتباه باعث نمی شود که تمام مسیر زندگی انسان غلط شود . تصمیم گیری درست به سطح دانایی انسان بر می گردد زیرا اگر انسان قدرت تشخیص خطا و ثواب را داشته باشد مسلما تصمیمات درست و عاقلانه می گیرید و تصمیمی پایدار است که فرایند زمان را سپری کرده باشد.

خانم مرضیه:تا زمانی که سطح دانایی انسان افزایش یابد انسان در هر زمان می تواند تصمیمات اشتباه بگیرد ولی به نظر من باید تجربه کرد تا توانست به بهترین تصمیم رسید ، البته این واضح است که انسان نباید همه چیز را تجربه کند و در جایی از دیگران می آموزد و باتفکر درست به تصمیم درست می رسد.

خانم مرضیه یحیایی: انسان در تصمیم گیری هایش باید به اولویت ها توجه کند یعنی باید این را در نظر بگیرد که کدام کار اولویت دارد و بعد در آن رابطه حرکت کند ، در تصمیم گیری هم همین گونه است باید به مساله ای که برایمان مهم تر است توجه داشته باشیم و اگر در جایی اولویت ها را ندانیم با آموزش گرفتن متوجه آن می شویم .

بعداز پایان لژیون صبحانه خوردیم

تهیه گزارش و عکس :همسفر مرضیه

[ شنبه 29 بهمن1390 ] [ 8:50 بعد از ظهر ] [ همسفر مریم ] [ ]